مهاجر غربت.(اجتماعی.فرهنگی.علمی
این وبلاگ سعی بر این دارد که تمامی اطلاعات اجتماعی.فرهنگی. وعلمی روز را ارائه دهد

دست هایت را

به من بده

اگر بوسه هایم طمع تلخ می دهد

گناه من نیست

کلمات می میرند

از بوی گندیده

کوچه های “دوغ اباد” استفراغ می کنند

دست هایم لالایی می خواند

برای کودکان اواره ی “دهمزنگ”

اسمان را خط خطی کن

و به ماه مرخصی بده

بگذار فراموش کنیم

مثل همیشه

هنوز مادرم بر گورها فاتحه می خواند

تشویش دارد

که مبادا تو باشی

می گویی جنگ تمام شد؟

لبخند بزن

هنوز خیابان ها هذیان می گویند

و پای برادرم بوی باروت می دهد

طبیعت قیافه می گیرد

می گوید دستانم زخم خورده اند


نوشته شده توسط زهرا بوستانی،

بر گرفته از سایت غرجستان





تاریخ: جمعه 10 شهریور 1391
ارسال توسط afgroshd

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید