کلاه برداری اشکار به بهانه ثبت نام برای استرالیا در تهران

همه چیز بعد از سفر آنتونيو گوترس رئيس كميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان به ایران شروع شد. این مقام سازمان ملل به تاریخ 25/6/91 با دعوت وزیر داخله ایران وارد تهران شد، وی در مدت اقامت دو روزه خود در ایران با رییس جمهوری ایران، دکتر احمدی نژاد، مصطفی نجار وزیر داخله ایران و ساير مقامات عالي جمهوري اسلامي ايران، دیدار و ملاقات کرد.
رئيس كميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان، در یکی از همین دیدارها بود که اعلان کرد، سازمان ملل طرحی را روی دست دارد که بر اساس آن شماری از مهاجران افغانستانی مقیم ایران به کشورهای ثالث (استرالیا، فنلاند و سویدن) منتقل می شوند. اگر چه این مقام سازمان ملل تاکید کرده بود که این سخن در حال حاضر فقط یک طرح است و برای نهایی شدن آن زمانی زیاد درکار است. (ممکن این زمان سالها طول بکشد) اما متاسفانه بعضی از افراد سودجوی افغانستانی و ایرانی این سخن مقام سازمان ملل را دست آویز قرار داده و از یک هفته به این سو با عنوان فرم ثبت نام کشور استرالیا بر چشم کم بین مهاجران درمانده افغانستانی خاک میزنند.
موضوع ثبت نام مهاجران افغانستانی مقیم ایران، برای مهاجرت به کشور استرالیا در کافی نت ها از اساس دروغ است. پیش از این خبر این کلاه برداری آشکار از تهران و شهر های دیگر را شنیده بودم و به دنبال مکانی بودم که با چشم خود ببینم و قضیه را بررسی کرده مطلبی بنویسم. بر همین اساس دیروز دوستی به من زنگ زد و گفت در میدان انقلاب تهران دفتری برای مهاجران افغانستانی فرم ثبت نام مهاجرت به استرالیا صادر می کند. سریع رفتم به میدان انقلاب ساختمان 310 طبقه 2 ، با تاسف تعداد زیادی از مهاجران را دیدم که سعی بر دریافت فرم دارند. از آنها پرسیدم که برای هر فرم چند می گیرد، گفتند: مبلغ 8000 تومان، در مقابل خانمی که پشت کامپیوتری نشسته بود و فرم ها را از سایت مورد نظرش پرینت می گرفت به آنها می داد. البته با یک رسید 8000 تومانی کاغذ معمولی بدون مهر و امضا.
دی شب از دوستی شنیدم که ازدحام مهاجران افغانستانی در مقابل سفارت استرالیا به حدی بوده که موتر ها به سختی از خیابان نزدیک به سفارت عبور می کردند. و همین فرم کذایی ثبت نام را بعضی از سودجویان در برابر دفتر سازمان ملل در تهران تا بیست هزار تومان هم به فروش رسانده اند. فرمی که سه برگ است و پول کوپی آن 300 تومان می شود.
امروز چهارم ماه میزان هم متاسفانه زمانی که به محل کارم می رفتم، در ضلع شمالی میدان انقلاب تهران در اولین کوچه سمت چپ خیابان کارگر شمالی، کافی نتی مشغول این کار بود و جمعیت بی خبر و نا آگاه مهاجران در صف دریافت فرم ثبت نام مهاجرت به استرالیا، اگرچه به آنها موضع را شرح دادم و گفتم به دیگران هم بگویند که این کار دروغ است. ولی آن ها از سر درماندگی به سخنان من تردید داشتند.
ساعت 9 در محل کارم بودم که دوستی از پاکدشت ورامین به من تلفن زد و گفت جمعیتی زیادی از مهاجرین برای ثبت نام استرالیا از این حاشیه شهر عازم تهران هستند، قضیه ثبت نام استرالیا چیست؟ به دوستم گفتم که قضیه کلاه برداری است، ولی بر شدت تاثر من از این همه بی خبری، نا آگاهی و سادگی هموطنان آواره ام افزوده شد.
دوستان فرهنگی، دوستان دارای سایت، وبلاگ و صفحات اجتماعی، این قضیه صد در صد که نه هزار در صد دروغ است. سفارت افغانستان می بایست که وارد ماجرا و آگاهی بخشی مردم شود، که نشده است. مسئولین سفارت در تهران خود را به بی خیالی و ناشنوایی عجیبی زده اند و خواب خوش مصئونیت دیپلوماتیکی شان را می بینند. لطفا شما دوستان فرهنگی به مردم اطلاع رسانی کنید که فریب این کلاه برداری آشکار را نخورند. این فرم ها را هر کسی که به انترنت آشنایی داشته باشد می تواند دریافت کند. جدای از آن این فرم برای مهاجران امثال ما نیست. شما فرض کنید مسئول سودجوی یک کافی نت در یک هفته تعداد هزار فرم با مبلغ 8 هزار تومان صادر کند، در نتیجه رقم بالای هشت میلیون تومان می شود. مبالغ بالا و پایینش بماند.
این درست است که مهاجران افغانستانی از این جا رانده و از آنجا مانده، اند. این درست است که سختی های زیادی را تحمل می کنند. این درست است که بسیاری از آنها از سر ناچاری و درماندگی به هر شاخه ای چنگ می اندازند. این درست است که آنها غافل و بیخبراند. اما این سبب نمی شود که ما شاهد ظلم آشکاری باشیم و لب فرو بندیم. وظیفه همه قلم به دستان است که در باره این موضوع روشن گری کنند. هرکسی به هر طریقی که می توانند.
سفیران صلح افغنستان در جهان

سیماثمر برنده جایزه 'نوبل آلترناتیو' شد
روح الله نيكپا به عنوان سفير صلح سازمان ملل انتخاب گرديد..
ادامه مطلب...
دردواره ها
دردهای من جامه نیستند تازتن دراورم.
چامه وچکامه نیستند.
تابه رشته سخن دراورم.
نعره نیستند تازنای جان براورم .
دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنیست.
دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست.
درد مردم زمانه است.
اولین قلم حرف دردرادردلم نوشته است.
دست سرنوشت خون دردرا باگلم سرشته است.
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ وبوی غنچه دل است.
پس چگونه من
رنگ وبوی غنچه رازبرگهای توبه توی ان جداکنم؟!...
ازطرف دوستان عزیز
ثبت نام از دانشجویان افغانستان برای بورسیه دافی


چه دلپذیره اینکه گناهامون پیدا نیست وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمون را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر بارون زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهامون شکلمون رو دگرگون نمی کنه
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر رو به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس

گاهی جریان زندگی اونقدر سخت می شه که کار از توکل کردن به خدا و کمک خواستن ازو می گذره ...
گاهی زمان ، اونقدر سخت می گذره که نه دلداری دردی رو داوا می کنه و نه صبر
گاهی اونقدر تنها می شی که حرفای دیگران برات پوچ و مبهم می شه
گاهی فکر می کنی مخصوصا در بازی زمونه گرفتار شدی ، طوری که دیگه راه گریزی نیست
می دونم اونقدر زندگی برات سخت می شه که تنها ، فکر نیستن آرومت می کنه فکر مردن...
ولی یه چیز خوب رو می دونم ، خداوند زمانی به فریادمون می رسه که حتی در خیالمون هم
تصور نمی کنیم.
همان وقتها که شهر ، شهر کهنه بود
جاده بی خطر ، خانه کاهگلی بود
همان شبها پراز ، لطف و قصه بود
قصه ساده بود ، نقل و صندلی بود
به همان خانههای خام ، عشق پخته داشتیم
به روی عشق خود ، پا نمیگذشتیم
محبت اندک اندک ، ز دلها پر کشیده
جدایی از زمین تا ، ثریا سر کشیده
به یاد خاطرات ، گذشته زنده هستم
بیا تو را ببینم ، که من رونده هستم
هنوز لبهای تشنه ، به آبی تر نگشته
مسافرهای عاشق ، دوباره بر نگشته
نه سایبان سردی ، که گل شبنم بگیرد
نه آن آغوش گرمی ، که آدم دم بگیرد
به همان خانههای خام ، عشق پخته داشتیم
به روی عشق خود ، پا نمیگذشتیم
به همان خانههای خام ، عشق پخته داشتیم

دست هایت را
به من بده
اگر بوسه هایم طمع تلخ می دهد
گناه من نیست
کلمات می میرند
از بوی گندیده
کوچه های “دوغ اباد” استفراغ می کنند
دست هایم لالایی می خواند
برای کودکان اواره ی “دهمزنگ”
اسمان را خط خطی کن
و به ماه مرخصی بده
بگذار فراموش کنیم
مثل همیشه
هنوز مادرم بر گورها فاتحه می خواند
تشویش دارد
که مبادا تو باشی
می گویی جنگ تمام شد؟
لبخند بزن
هنوز خیابان ها هذیان می گویند
و پای برادرم بوی باروت می دهد
طبیعت قیافه می گیرد
می گوید دستانم زخم خورده اند
نوشته شده توسط زهرا بوستانی،
بر گرفته از سایت غرجستان
کرزی عالی ترین 'مدال دولتی' افغانستان را به روح الله نیکپا داد


حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان با ورزشکارانی افغان که در المپیک لندن شرکت کرده بودند، در ارگ دیدار کرده و مدال وزیر محمد اکبر خان، عالیترین مدال دولتی افغانستان را به روح الله نیکپا، تکواندوکار افغان داد.
روح الله نیکپا تنها ورزشکار افغان بود که در المپیک لندن در رشته تکواندو مدال برنز گرفت.
روح الله نیکپا، تکواندو کار افغان در المپیک پکن نیز مدال برنز گرفته بود و این مدال او نخستین مدال المپیک در تاریخ افغانستان بود.
حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان همچنین مدال میرمسجدی خان را به بشیر ترکی مربی افغان و مین سن هاک، مربی تکواندو از کره جنوبی، داد.
همچنین روح الله نیکپا، پیراهن ورزشی خود را به رئیس جمهور کرزی
ادامه مطلب...
جهان بشریت در سوگواری تخریب مجسمه های بودای بامیان

شهر باستانی بامیان از یک سابقه تاریخی بس طولانه و در ضمن از ارزش های خاصی نیز برخوردار بوده که همواره مورد توجه امپراطوران، شاهان، تمدن پروران، سیاحان، تاجران، زایرین و سایر مردمان جهان به خصوص قاره های آسیا و اروپا قرار داشته اند.
در مورد مجسمه های بودای بامیان لازم می دانم که به چند نقل قول از یک تحقیق علمی و جامعه شناسانهء آقای محمد عوض نبی زاده پژوهشگر گرانمایه و نویسنده طرازنوین افغانستان به صورت ذیل اکتفاء نمایم:
«از تندیسهای بودا و از آثار تاریخی دوران پرعظمت امپراتوری کنشکا؛ و از بامیان میگویم که در این امپراتوری بزرگ، همچون نگین مشعشع میدرخشید و تندیسهای بودا، سمبول یا نماد این عظمت تاریخی بود. بامیان در افغانستان مرکزی < هزاره جات >، تقریبا به مسافت ۲۳۱ کیلومتر در شمال غرب کابل و در قلب کوه هندوکش، در ارتفاع ۲۵۰۰ متری موقعیت دارد. این شهربرای بیش از هفت قرن ـ از قرن دوم میلادی تا دخول لشکر اسلامی در قرن نهم میلادی در آن، یکی از بزرگترین مراکز بودایی در شرق محسوب میگردید. پیکره های بودا که درلاش کوه ها دربامیان ساخته شده اند، از آثار هنری و مذهبی مردم این سر زمین اند که از قرن سوم میلادی یعنی از عهد کوشانی ها و از زمان کنیشکای بزرگ بیادگار مانده اند. این پیکره ها نموداراستعداد هنری وشاهکاراعتقادی مردم این مرزوبوم است که گذشت قرون و دهور درطول یکهزارو هفتصد سال کمترین گزند فزیکی را بر آنها وارد کرده مگر بازهم مورد توجه جهانگردان وسیاحان قرارمیگرفت و درطی مدت قرن بیستم هزاران سیاح اروپائی و آسیائی را به تماشای خود فرا میخواند وازین مدرک مبالغ هنگفتی به جیب مردم افغانستان وارد میشد.
ادامه مطلب...
